استراتژیهای بیدینگ گوگل ادز؛ کدام روش مناسب کمپین شماست؟
استراتژی بیدینگ گوگل ادز مشخص میکند Google Ads در هر مزایده (Auction)، پیشنهاد قیمت را با چه هدفی مدیریت کند. اگر این استراتژی با هدف کسبوکار هماهنگ نباشد، ممکن است کمپین بهجای فروش یا لید باکیفیت، روی افزایش کلیک، تعداد Conversionهای کمارزش یا بیشتر دیدهشدن تمرکز کند. به همین دلیل، انتخاب و تغییر بیدینگ باید بخشی از بهینهسازی کمپین گوگل ادز باشد و براساس دیتای معتبر انجام شود.
در این راهنما، استراتژیهای بیدینگ را براساس هدف کمپین، ارزش هر Conversion، کیفیت دادهها و بودجه مقایسه میکنیم. در پایان میتوانید تشخیص دهید تمرکز بر تعداد Conversion، ارزش Conversion، هزینه جذب، کلیک یا سهم نمایش برای کسبوکار شما مناسبتر است و بر همین اساس، انتخاب اولیه دقیقتری داشته باشید.
استراتژی بیدینگ گوگل ادز چیست؟
Bid مبلغی است که برای حضور تبلیغ در یک مزایده پیشنهاد میشود. استراتژی بیدینگ گوگل ادز نیز مشخص میکند این پیشنهادها بهصورت دستی یا خودکار تنظیم شوند و هدف آنها افزایش کلیک، دریافت Conversion، افزایش Conversion Value یا بیشتر دیدهشدن تبلیغ باشد.
البته Bid فقط یکی از عوامل مؤثر بر مزایده و Ad Rank است. کیفیت و ارتباط تبلیغ، تجربه صفحه فرود، شرایط جستوجو و تأثیر موردانتظار asset تبلیغ نیز در تعیین جایگاه نقش دارند؛ بنابراین، بالاترین پیشنهاد قیمت لزوماً بهترین جایگاه را تضمین نمیکند. جزئیات این فرایند را در مقاله مزایده گوگل ادز توضیح دادهایم.
استراتژی مناسب باید براساس هدف واقعی کسبوکار و دادههای قابلاندازهگیری انتخاب شود. برای مثال، روشی که با هدف افزایش ترافیک تنظیم شده، الزاماً برای کنترل CPA یا افزایش ارزش فروش مناسب نیست. همچنین همه استراتژیهای بیدینگ برای تمام انواع کمپینها در دسترس نیستند و گزینههای قابلانتخاب ممکن است در کمپینهای Search، Shopping، Display و Video متفاوت باشند. پیش از مقایسه این روشها، باید تفاوت Bid با بودجه و هزینه واقعی را بدانید؛ زیرا استراتژی بیدینگ نحوه تنظیم پیشنهادها در مزایده را تعیین میکند، نه مستقیماً بودجه یا هزینه نهایی کمپین را.
تفاوت Bid، بودجه و هزینه تبلیغات چیست؟
این سه مفهوم به یکدیگر مرتبطاند، اما در سه مرحله متفاوت از مدیریت کمپین استفاده میشوند: بودجه مشخص میکند چه مقدار برای تبلیغات کنار گذاشتهاید، Bid روی نحوه ورود به هر مزایده اثر میگذارد و Cost نتیجه هزینهای است که در عمل ثبت میشود.
| مفهوم | چه چیزی را مشخص میکند؟ | مثال |
|---|---|---|
| Bid | مبلغ پیشنهادی برای یک مزایده است. این پیشنهاد میتواند مستقیماً توسط تبلیغکننده یا براساس Bid Strategy توسط گوگل تعیین شود. | تعیین حداکثر CPC یک دلار یا تنظیم خودکار Bid در هر مزایده |
| Budget | میانگین مبلغی است که برای مصرف روزانه یک کمپین یا مجموعهای از کمپینها در نظر میگیرید. | اختصاص میانگین ۲۰ دلار در روز به کمپین |
| Cost | هزینهای است که در عمل براساس نمایش، کلیک، بازدید یا اقدام واجد شرایط ثبت میشود. | ثبت ۱۷ دلار هزینه واقعی در گزارش روزانه |
افزایش بودجه لزوماً شانس برندهشدن در هر مزایده را بیشتر نمیکند و افزایش Bid نیز به معنی افزایش خودکار بودجه نیست؛ هرچند میتواند باعث مصرف سریعتر آن شود. Cost نیز یک تنظیم نیست، بلکه نتیجه عملکرد کمپین است.
تغییر Bid Strategy نحوه تعیین پیشنهادها را تغییر میدهد، اما بودجه کمپین را بهصورت خودکار تغییر نمیدهد. بااینحال، اگر بودجه با هزینه لازم برای دستیابی به CPA یا ROAS هدف تناسب نداشته باشد، ممکن است دامنه فعالیت استراتژی محدود شود. توضیحات کاملتر در مورد تعیین بودجه را میتوانید در مقاله بودجه روزانه گوگل ادز مطالعه کنید.
انواع استراتژیهای بیدینگ گوگل ادز در یک نگاه
| استراتژی | هدف اصلی | نحوه تعیین پیشنهاد |
|---|---|---|
| Manual CPC | کنترل مستقیم پیشنهاد هر کلیک | پیشنهاد دستی توسط مدیر کمپین |
| Maximize Clicks | دریافت بیشترین کلیک با بودجه موجود | تنظیم خودکار توسط گوگل |
| Target Impression Share | رسیدن به سهم نمایش و موقعیت موردنظر | تنظیم خودکار براساس هدف نمایش |
| Maximize Conversions | دریافت بیشترین تعداد Conversion | Smart Bidding در زمان مزایده |
| Target CPA | دریافت Conversion با میانگین هزینه هدف | Smart Bidding در زمان مزایده |
| Maximize Conversion Value | افزایش مجموع ارزش Conversionها | Value-based Smart Bidding |
| Target ROAS | افزایش ارزش Conversionها با بازده هدف | Value-based Smart Bidding |
| Target CPV | افزایش بازدید و تعامل ویدئویی | تعیین پیشنهاد براساس میانگین هزینه هر View |
| Target CPM | افزایش Impression یا Reach | تعیین پیشنهاد براساس هزینه هدف هر هزار نمایش |
| Viewable CPM | افزایش نمایشهای قابلمشاهده | پیشنهاد براساس هر هزار نمایش قابلمشاهده |
این استراتژیها از نظر هدف، داده موردنیاز و میزان کنترل با یکدیگر تفاوت دارند و همه آنها برای تمام انواع کمپینها در دسترس نیستند. برای انتخاب روش مناسب، ابتدا باید هدف کمپین، کیفیت Conversion Tracking، ارزش Conversionها و محدودیت بودجه بررسی شود.
قبل از انتخاب استراتژی بیدینگ چه چیزهایی باید آماده باشد؟
شناخت تفاوت Bid، بودجه و هزینه برای شروع کافی نیست. پیش از انتخاب یا تغییر استراتژی بیدینگ، باید هدف کمپین و دادههایی که گوگل براساس آنها تصمیم میگیرد مشخص و قابلاعتماد باشند:
- هدف و KPI اصلی: مشخص کنید نتیجه مطلوب، افزایش کلیک، فروش، لید، ارزش فروش یا سهم نمایش است. هرکدام از این اهداف به استراتژی متفاوتی نیاز دارند.
- Conversion Tracking صحیح: مطمئن شوید اقدامهای اصلی بهصورت کامل و بدون ثبت تکراری اندازهگیری میشوند. خطای Conversion Tracking میتواند بیدینگ خودکار را به مسیر اشتباه هدایت کند.
- انتخاب Conversionهای اصلی: فقط اقدامهایی که مستقیماً برای کسبوکار ارزش دارند باید بهعنوان Conversionهای Primary در بهینهسازی Bid استفاده شوند.
- ثبت ارزش Conversionها: اگر مبلغ خریدها یا کیفیت لیدها متفاوت است، باید Revenue، Lead Score یا یک ارزش قابلدفاع برای آنها ثبت شود. در کسبوکارهای لیدمحور میتوان نتیجه نهایی لیدها را با Offline Conversion Tracking به گوگل ادز برگرداند.
- بودجه متناسب با هدف: بودجه باید فرصت کافی برای ورود به مزایده و جمعآوری Conversion فراهم کند. بودجه محدود یا Target بسیار سختگیرانه ممکن است دامنه فعالیت استراتژی را کاهش دهد.
- داده کافی و پایدار: براساس چند کلیک، یک Conversion یا نوسان چندروزه استراتژی را تغییر ندهید. داده باید امکان تشخیص روند واقعی را فراهم کند.
- تغییرات اخیر اکانت: Learning Status، Change History، تغییر بودجه یا Conversion Goal و اختلالهای احتمالی Tracking را بررسی کنید تا علت افت یا رشد عملکرد اشتباه تفسیر نشود.
- نوع کمپین: گزینههای بیدینگ در کمپینهای Search، Shopping، Display و Video یکسان نیستند؛ بنابراین قبل از تصمیمگیری، دسترسی استراتژی موردنظر را بررسی کنید.
بعد از آمادهشدن این موارد، سؤال اصلی این است که آیا تمام Conversionها ارزش تقریباً یکسانی برای کسبوکار دارند یا بعضی از آنها ارزشمندترند؛ پاسخ این سؤال مسیر انتخاب میان Conversion-based و Value-based Bidding را مشخص میکند.
انتخاب استراتژی بیدینگ براساس Conversion
اگر هدف کمپین دریافت Conversion است، ابتدا باید مشخص کنید همه Conversionها تقریباً ارزش یکسانی دارند یا ارزش بعضی از آنها بیشتر است. برای مثال، اگر تمام فرمهای ثبتشده ارزش مشابهی داشته باشند، تمرکز بر تعداد Conversion منطقی است؛ اما اگر مبلغ سفارشها یا کیفیت لیدها متفاوت باشد، بهتر است استراتژی براساس Conversion Value انتخاب شود.
Maximize Conversions؛ برای افزایش تعداد Conversionها
استراتژی Maximize Conversions پیشنهادها را در هر مزایده بهصورت خودکار تنظیم میکند تا با بودجه موجود، بیشترین تعداد Conversion ممکن به دست آید. در این روش، گوگل بیشتر به تعداد اقدامهای ثبتشده توجه میکند و تفاوت ارزش آنها را مبنای اصلی تصمیمگیری قرار نمیدهد.
این استراتژی زمانی مناسبتر است که:
- Conversionهای اصلی ارزش تقریباً یکسانی دارند؛
- افزایش تعداد فروش، ثبتنام یا لید اولویت اصلی است؛
- هنوز CPA مشخص و قابلدفاعی برای کمپین تعیین نشده است؛
- Conversion Tracking اطلاعات صحیح و کافی در اختیار گوگل قرار میدهد.
Maximize Conversions ممکن است برای دستیابی به Conversionهای بیشتر، بخش زیادی از بودجه روزانه را مصرف کند. بنابراین انتخاب آن به معنی تضمین CPA ثابت نیست و باید هزینه هر Conversion و کیفیت نتایج پس از اجرا بررسی شود.
Target CPA؛ برای کنترل میانگین هزینه هر Conversion
اگر علاوه بر افزایش تعداد Conversionها، برای هزینه جذب هر مشتری یا لید نیز محدودیت مشخصی دارید، Target CPA انتخاب مناسبتری است. در این استراتژی، گوگل پیشنهادهای هر مزایده را طوری تنظیم میکند که بیشترین Conversion ممکن با میانگین هزینه هدف به دست آید.
برای مثال، اگر Target CPA را ۲۰ دلار تعیین کنید، ممکن است هزینه بعضی Conversionها بیشتر و بعضی کمتر از ۲۰ دلار باشد؛ اما سیستم تلاش میکند میانگین هزینه را به عدد هدف نزدیک کند. بنابراین Target CPA سقف هزینه هر Conversion نیست.
این استراتژی زمانی کاربرد دارد که:
- هزینه قابلقبول جذب مشتری یا لید مشخص است؛
- Conversionها ارزش نسبتاً مشابهی دارند؛
- کمپین داده کافی و عملکرد نسبتاً پایداری دارد؛
- عدد هدف با CPA واقعی و شرایط بازار تناسب دارد.
تعیین Target CPA بسیار پایین میتواند ورود کمپین به مزایدههای مناسب را محدود کند و در نهایت باعث کاهش ترافیک و تعداد Conversionها شود. گوگل نیز توصیه میکند عملکرد این استراتژی براساس میانگین Target CPA و در یک بازه زمانی دارای داده کافی ارزیابی شود، نه براساس چند Conversion محدود. راهنمای Target CPA گوگل
Maximize Conversion Value؛ برای افزایش مجموع ارزش Conversionها
وقتی Conversionها ارزش یکسانی ندارند، صرفاً افزایش تعداد آنها نمیتواند موفقیت واقعی کمپین را نشان دهد. استراتژی Maximize Conversion Value پیشنهادها را با هدف دستیابی به بیشترین مجموع ارزش Conversion در محدوده بودجه تنظیم میکند.
برای مثال، ممکن است این استراتژی بهجای دریافت ده سفارش کمارزش، روی مزایدههایی تمرکز کند که احتمال ثبت تعداد کمتری سفارش با مبلغ بالاتر در آنها بیشتر است. این روش برای فروشگاههایی با محصولات و سبدهای خرید متفاوت و کسبوکارهای لیدمحوری که کیفیت لیدها یکسان نیست، کاربرد بیشتری دارد.
پیش از استفاده از این استراتژی باید:
- ارزش خرید یا درآمد هر Conversion بهدرستی ثبت شود؛
- برای لیدهای مختلف ارزش یا Lead Score قابلدفاعی تعیین شده باشد؛
- Conversionهای کماهمیت با ارزشهای غیرواقعی وارد فرایند بهینهسازی نشوند؛
- تغییرات ارزش Conversion برای مدتی در اکانت ثبت شده و به ثبات نسبی رسیده باشد.
Maximize Conversion Value برای افزایش ارزش کل در محدوده بودجه طراحی شده است و بازده مشخصی را تضمین نمیکند. اگر کسبوکار باید به نسبت معینی از درآمد به هزینه تبلیغات برسد، Target ROAS گزینه دقیقتری خواهد بود. راهنمای Maximize Conversion Value گوگل
Target ROAS؛ برای دستیابی به بازده هدف
استراتژی Target ROAS زمانی استفاده میشود که Conversion Value بهدرستی ثبت شده و کسبوکار بازده مشخصی از هزینه تبلیغات انتظار دارد. گوگل در این روش تلاش میکند پیشنهادها را طوری تنظیم کند که ارزش Conversionها با میانگین ROAS هدف به دست آید.
برای مثال، Target ROAS برابر با ۵۰۰ درصد یعنی کسبوکار بهطور میانگین انتظار دارد بهازای هر یک واحد هزینه تبلیغات، پنج واحد ارزش Conversion دریافت کند. ممکن است بازده هر Conversion یا هر مزایده متفاوت باشد؛ معیار ارزیابی، عملکرد میانگین کمپین در بازه زمانی مناسب است.
Target ROAS زمانی انتخاب مناسبی است که:
- ارزش Conversionها متفاوت و بهدرستی اندازهگیری میشود؛
- حاشیه سود یا بازده قابلقبول کسبوکار مشخص است؛
- دادههای ارزش Conversion کافی و نسبتاً پایدارند؛
- هدف ROAS با سابقه عملکرد کمپین همخوانی دارد.
تعیین ROAS بیشازحد بالا میتواند باعث شود سیستم فقط وارد تعداد محدودی از مزایدهها شود و حجم فروش یا Conversion کاهش پیدا کند. به همین دلیل، Target ROAS باید براساس دادههای واقعی، حاشیه سود و ظرفیت بودجه تعیین شود؛ نه صرفاً براساس بازده مطلوب کسبوکار.
| وضعیت کسبوکار | استراتژی پیشنهادی |
|---|---|
| Conversionها ارزش مشابهی دارند و هدف، افزایش تعداد آنهاست | Maximize Conversions |
| Conversionها ارزش مشابهی دارند و CPA قابلقبول مشخص است | Target CPA |
| ارزش Conversionها متفاوت است و هدف، افزایش ارزش کل است | Maximize Conversion Value |
| ارزش Conversionها متفاوت است و بازده هدف مشخصی دارید | Target ROAS |
در نتیجه، انتخاب میان این چهار استراتژی فقط به داشتن Conversion Tracking وابسته نیست؛ باید مشخص باشد کسبوکار به تعداد Conversion اهمیت بیشتری میدهد یا به ارزش و بازده آنها.
انتخاب استراتژی بیدینگ برای افزایش کلیک و ترافیک
اگر هدف اصلی کمپین هدایت کاربران بیشتری به سایت باشد، میتوان از استراتژیهای مبتنی بر کلیک استفاده کرد. در این حالت، Google Ads پیشنهادها را با هدف افزایش احتمال دریافت کلیک مدیریت میکند، نه لزوماً فروش یا دریافت لید. به همین دلیل، افزایش تعداد کلیک زمانی ارزشمند است که ترافیک ورودی با مخاطبان هدف کسبوکار ارتباط داشته باشد.
دو استراتژی اصلی این دسته Manual CPC و Maximize Clicks هستند. تفاوت آنها در این است که پیشنهاد هر کلیک را مدیر کمپین تعیین کند یا گوگل آن را براساس بودجه و فرصتهای موجود تنظیم کند.
Manual CPC؛ برای کنترل مستقیم پیشنهاد هر کلیک
در استراتژی Manual CPC، حداکثر مبلغ پیشنهادی هر کلیک را مدیر کمپین تعیین میکند. این مبلغ را میتوان در سطح Ad Group یا Keyword تنظیم کرد تا برای کلمات مهمتر، پیشنهاد متفاوتی در نظر گرفته شود.
برای مثال، اگر یک کلمه کلیدی احتمال بیشتری برای جذب مشتری دارد، میتوانید Max CPC آن را بالاتر از کلمات عمومی تعیین کنید. مبلغ واقعی هر کلیک نیز همیشه برابر با Max CPC نیست و ممکن است باتوجهبه شرایط مزایده کمتر از آن محاسبه شود.
Manual CPC زمانی مناسبتر است که:
- کنترل مستقیم پیشنهاد کلمات کلیدی اهمیت دارد؛
- مدیر کمپین شناخت کافی از ارزش و عملکرد هر Keyword دارد؛
- حجم کمپین برای مدیریت و بازبینی دستی مناسب است؛
- داده Conversion محدود است یا هنوز برای تصمیمگیری خودکار قابلاعتماد نیست؛
- هدف، آزمایش بازار، کلمات کلیدی یا صفحه فرود با کنترل دقیق هزینه کلیک است.
کنترل بیشتر به معنی عملکرد بهتر نیست. اگر پیشنهادها بهطور منظم بررسی نشوند، ممکن است Bid بعضی کلمات کمتر از میزان لازم یا برای برخی کلیکهای کمارزش بیشازحد بالا باشد. همچنین Manual CPC نمیتواند مانند Smart Bidding تمام سیگنالهای لحظهای هر مزایده را بهصورت خودکار ارزیابی کند. راهنمای Manual CPC گوگل
Maximize Clicks؛ برای دریافت بیشترین کلیک با بودجه موجود
استراتژی Maximize Clicks پیشنهادها را بهصورت خودکار تنظیم میکند تا کمپین با بودجه تعیینشده، بیشترین تعداد کلیک ممکن را دریافت کند. در این روش لازم نیست برای هر کلمه کلیدی یا Ad Group مبلغ جداگانهای تعیین کنید؛ گوگل فرصتهای موجود را بررسی و Max CPC را مدیریت میکند.
برای کنترل بیشتر هزینه میتوان یک Maximum CPC Bid Limit تعیین کرد؛ اما محدودیت بسیار پایین ممکن است جایگاه تبلیغ و تعداد کلیکهای دریافتی را کاهش دهد.
Maximize Clicks بیشتر در شرایط زیر کاربرد دارد:
- افزایش ترافیک سایت هدف اصلی کمپین است؛
- کمپین برای جمعآوری داده اولیه یا آزمایش تقاضای بازار اجرا میشود؛
- کنترل تکتک پیشنهادها اولویت ندارد؛
- بودجه مشخص است و میخواهید بیشترین کلیک ممکن را از آن دریافت کنید؛
- هنوز داده Conversion کافی برای استفاده مؤثر از استراتژیهای Conversion-based وجود ندارد.
این استراتژی برای پیدا کردن ارزانترین فرصتهای کلیک طراحی شده است، نه الزاماً باکیفیتترین مشتریان. بنابراین عملکرد آن نباید فقط با تعداد کلیک یا کاهش CPC سنجیده شود؛ Search Terms، نرخ تعامل کاربران، کیفیت ترافیک و Conversionهای ایجادشده نیز باید بررسی شوند. راهنمای Maximize Clicks گوگل
| شرایط کمپین | استراتژی مناسبتر |
|---|---|
| میخواهید Bid هر Keyword را مستقیماً کنترل کنید | Manual CPC |
| هدف، دریافت بیشترین کلیک با بودجه موجود است | Maximize Clicks |
| ارزش کلمات کلیدی متفاوت است و تحلیل مستمر انجام میشود | Manual CPC |
| مدیریت دستی پیشنهادها زمانبر یا غیرضروری است | Maximize Clicks |
| هدف نهایی فروش یا لید و داده Conversion معتبر است | یکی از استراتژیهای مبتنی بر Conversion |
انتخاب میان این دو روش به میزان کنترل موردنیاز، حجم کمپین و هدف ترافیکی بستگی دارد. برای مقایسه کامل میزان کنترل، داده موردنیاز و محدودیتهای هر رویکرد، مقاله تفاوت بیدینگ دستی و خودکار گوگل ادز را مطالعه کنید.
انتخاب استراتژی بیدینگ برای افزایش سهم نمایش
اگر هدف کمپین این است که تبلیغ در جستوجوهای مهم بیشتر دیده شود، میتوان از استراتژی مبتنی بر Impression Share استفاده کرد. سهم نمایش نشان میدهد تبلیغ چه درصدی از Impressionهای واجد شرایط را دریافت کرده است:
Impression Share = تعداد نمایشهای دریافتشده ÷ تعداد نمایشهایی که تبلیغ امکان دریافت آنها را داشته است
افزایش سهم نمایش بیشتر برای کمپینهای برندسازی، محافظت از جستوجوهای نام برند یا حضور در کوئریهای استراتژیک کاربرد دارد. این هدف با افزایش Conversion متفاوت است و بیشتر دیدهشدن تبلیغ، بهتنهایی فروش یا لید بیشتری را تضمین نمیکند.
Target Impression Share؛ برای حضور بیشتر در نتایج جستوجو
Target Impression Share یک استراتژی خودکار است که پیشنهادها را با هدف نمایش تبلیغ در درصد مشخصی از مزایدههای واجد شرایط تنظیم میکند. هنگام انتخاب این استراتژی باید هم سهم نمایش هدف و هم موقعیت موردنظر تبلیغ را تعیین کنید.
سه موقعیت قابلانتخاب عبارتاند از:
- Anywhere on the results page: نمایش تبلیغ در هر بخشی از نتایج جستوجو؛
- Top of the results page: نمایش در میان تبلیغات بالای نتایج ارگانیک؛
- Absolute top of the results page: نمایش بهعنوان اولین تبلیغ در بالاترین موقعیت تبلیغاتی.
برای مثال، انتخاب سهم نمایش ۸۰ درصد در Absolute Top به این معنی است که گوگل تلاش میکند تبلیغ را در ۸۰ درصد از فرصتهای واجد شرایط، بهعنوان اولین تبلیغ نمایش دهد. این عدد یک هدف است و دستیابی قطعی به آن تضمین نمیشود.
Target Impression Share بیشتر در شرایط زیر کاربرد دارد:
- نمایش تبلیغ در جستوجوهای مرتبط با نام برند اهمیت دارد؛
- حضور در بالای نتایج برای چند کلمه کلیدی استراتژیک ضروری است؛
- افزایش آگاهی از برند، بیشتر از دریافت Conversion فوری اهمیت دارد؛
- میخواهید در بازار محلی یا جستوجوهای خاص، حضور پررنگتری داشته باشید؛
- KPI کمپین براساس Impression Share و موقعیت نمایش تعریف شده است.
سهم نمایش و سقف Bid را چگونه تعیین کنیم؟
در این استراتژی میتوان Maximum CPC Bid Limit تعیین کرد تا گوگل بیشتر از مبلغ مشخصی برای هر کلیک پیشنهاد ندهد. تعیین سقف از افزایش کنترلنشده Bid جلوگیری میکند؛ اما اگر این عدد بیشازحد پایین باشد، ممکن است استراتژی نتواند به سهم نمایش یا موقعیت هدف برسد.
انتخاب هدف ۱۰۰ درصد یا Absolute Top برای همه کلمات نیز الزاماً تصمیم مناسبی نیست. رقابت دائمی برای بالاترین جایگاه میتواند CPC را افزایش دهد، بدون اینکه همان میزان ارزش تجاری یا Conversion ایجاد کند. بهتر است هدف سهم نمایش فقط برای کلمات مهم و متناسب با ارزش حضور کسبوکار تعیین شود.
برای ارزیابی نتیجه، علاوه بر Search Impression Share باید این معیارها را بررسی کنید:
- Search Lost IS (Budget): سهم نمایش ازدسترفته بهدلیل محدودیت بودجه؛
- Search Lost IS (Rank): سهم نمایش ازدسترفته بهدلیل Ad Rank؛
- Search Top IS: سهم نمایش تبلیغ در بخش بالای نتایج؛
- Search Absolute Top IS: سهم نمایش تبلیغ بهعنوان اولین تبلیغ.
اگر سهم نمایش بهدلیل بودجه از دست رفته باشد، افزایش Bid بهتنهایی مشکل را حل نمیکند. اگر علت اصلی Ad Rank باشد، باید علاوه بر Bid، کیفیت تبلیغ، ارتباط کلمات کلیدی و تجربه صفحه فرود نیز بررسی شود.
Target Impression Share فقط برای شبکه جستوجوی گوگل کاربرد دارد و دادههای آن Search Partners را شامل نمیشود. همچنین این استراتژی برای افزایش فروش یا کنترل CPA طراحی نشده است؛ بنابراین اگر نتیجه نهایی کمپین Conversion است، باید عملکرد آن را در کنار استراتژیهای Conversion-based مقایسه کنید. راهنمای Target Impression Share گوگل
انتخاب استراتژی بیدینگ برای افزایش بازدید ویدئو
اگر هدف کمپین این است که کاربران ویدئو را تماشا کنند یا با آن تعامل داشته باشند، باید از استراتژی مبتنی بر View استفاده شود. تعداد Impression در این کمپینها بهتنهایی کافی نیست؛ زیرا نمایش تبلیغ لزوماً به معنی تماشای ویدئو نیست.
Target CPV؛ برای دریافت بازدید بیشتر از ویدئو
در استراتژی Target Cost Per View یا Target CPV، میانگین مبلغی را مشخص میکنید که حاضرید برای هر TrueView View بپردازید. گوگل پیشنهادهای مزایده را با هدف دریافت بیشترین تعداد بازدید با میانگین CPV تعیینشده تنظیم میکند.
ممکن است هزینه بعضی بازدیدها بیشتر یا کمتر از Target CPV باشد؛ بنابراین این عدد سقف قطعی هزینه هر View نیست و باید براساس میانگین عملکرد کمپین ارزیابی شود.
نحوه ثبت View باتوجهبه فرمت تبلیغ متفاوت است:
- در تبلیغات Skippable In-stream، تماشای حداقل ۳۰ ثانیه، مشاهده کامل ویدئوی کوتاهتر از ۳۰ ثانیه یا تعامل با تبلیغ میتواند View محسوب شود.
- در تبلیغات In-feed، کلیک روی Thumbnail یا تماشای خودکار حداقل ۱۰ ثانیه میتواند View ثبت کند.
- در تبلیغات YouTube Shorts، تماشای حداقل ۱۰ ثانیه، مشاهده کامل ویدئوی کوتاهتر یا بعضی تعاملها میتواند بهعنوان View ثبت شود.
Target CPV زمانی مناسبتر است که:
- افزایش تعداد بازدید ویدئو هدف اصلی کمپین است؛
- آشنایی مخاطب با محصول یا پیام برند به زمان بیشتری نیاز دارد؛
- کمپین با هدف Brand Consideration اجرا میشود؛
- هزینه متوسط هر بازدید یکی از KPIهای اصلی است؛
- ویدئو برای فرمتهای In-stream، In-feed و Shorts آماده شده است.
Bid بسیار پایین ممکن است حضور کمپین در مزایده و تعداد بازدیدها را محدود کند. Bid بالا نیز بدون هدفگیری و محتوای مناسب الزاماً بازدید باکیفیتتری ایجاد نمیکند. به همین دلیل، علاوه بر CPV باید شاخصهایی مانند View Rate، Watch Time، تعامل کاربران و اقدامهای بعد از مشاهده تبلیغ نیز بررسی شوند.
در کمپینهای Video Views، گوگل از Target CPV و تبلیغات چندفرمتی استفاده میکند تا ویدئو باتوجهبه عملکرد آن در In-stream، In-feed و Shorts نمایش داده شود. راهنمای Target CPV گوگل
تفاوت Target CPV با استراتژیهای مبتنی بر Impression
Target CPV برای افزایش بازدید و تعامل با ویدئو طراحی شده است؛ اما استراتژیهای CPM روی تعداد نمایش یا Reach تمرکز میکنند. بنابراین انتخاب میان آنها به این بستگی دارد که صرفاً نمایش پیام اهمیت دارد یا تماشای ویدئو توسط کاربر.
| هدف کمپین | استراتژی مناسبتر |
|---|---|
| افزایش تعداد بازدید ویدئو | Target CPV |
| افزایش Reach یا تعداد Impression | Target CPM |
| افزایش نمایشهای قابلمشاهده | Viewable CPM |
| دریافت فروش یا لید از ویدئو | یکی از استراتژیهای مبتنی بر Conversion |
اگر هدف نهایی کمپین فروش یا دریافت لید است، زیادبودن View یا پایینبودن CPV بهتنهایی نشانه موفقیت نیست. در این شرایط باید Conversion Tracking فعال باشد و استراتژی بیدینگ براساس نتیجه تجاری موردانتظار انتخاب شود.
تفاوت بیدینگ دستی، خودکار و هوشمند چیست؟
استراتژیهای بیدینگ از نظر نحوه تعیین Bid و هدف به سه دسته دستی، خودکار و هوشمند تقسیم میشوند. نکته مهم این است که تمام استراتژیهای Smart Bidding خودکار هستند، اما هر استراتژی خودکاری Smart Bidding محسوب نمیشود.
| مدل بیدینگ | پیشنهاد قیمت چگونه تعیین میشود؟ | کنترل مستقیم مدیر کمپین | هدف اصلی |
|---|---|---|---|
| بیدینگ دستی | Bid توسط مدیر کمپین تعیین و اصلاح میشود | زیاد | کنترل مستقیم CPC |
| بیدینگ خودکار | گوگل Bid را براساس هدف تعیینشده تنظیم میکند | کمتر و غیرمستقیم | کلیک، دیدهشدن، View یا اهداف دیگر |
| Smart Bidding | گوگل Bid هر مزایده را براساس احتمال Conversion یا Conversion Value تعیین میکند | کنترل از طریق Goal و Target | Conversion، CPA، Value یا ROAS |
در Manual CPC، مدیر کمپین میتواند برای Ad Groupها یا Keywordها پیشنهادهای متفاوتی تعیین کند؛ اما مسئولیت بررسی و اصلاح مستمر Bidها نیز برعهده اوست.
در استراتژیهای خودکاری مانند Maximize Clicks یا Target Impression Share، گوگل پیشنهادها را براساس هدف ترافیک یا دیدهشدن تنظیم میکند. این روشها خودکار هستند، اما چون مستقیماً برای Conversion یا Conversion Value بهینه نمیشوند، در گروه Smart Bidding قرار نمیگیرند.
Smart Bidding شامل Maximize Conversions، Target CPA، Maximize Conversion Value و Target ROAS است. این استراتژیها با استفاده از سیگنالهای زمان مزایده، مانند نوع دستگاه، موقعیت، زمان، عبارت جستوجوشده و سابقه عملکرد، احتمال Conversion یا ارزش آن را ارزیابی میکنند و برای هر مزایده Bid متفاوتی در نظر میگیرند.
انتخاب میان این مدلها به میزان کنترل موردنیاز، هدف کمپین و کیفیت داده بستگی دارد. بیدینگ دستی الزاماً دقیقتر نیست و بیدینگ هوشمند نیز بدون Conversion Tracking معتبر الزاماً نتیجه مناسبتری ایجاد نمیکند. مقایسه کامل این دو رویکرد را در مقاله تفاوت بیدینگ دستی و خودکار گوگل ادز و جزئیات عملکرد الگوریتم را در راهنمای بیدینگ هوشمند گوگل ادز توضیح دادهایم.
آیا Enhanced CPC هنوز در دسترس است؟
Enhanced CPC یا ECPC از هفته ۳۱ مارس ۲۰۲۵ برای کمپینهای Search و Display حذف شده است. کمپینهایی که پیش از حذف این قابلیت به استراتژی دیگری منتقل نشده بودند، اکنون عملاً با Manual CPC ادامه پیدا میکنند. بنابراین ECPC نباید در فهرست استراتژیهای قابلانتخاب فعلی قرار بگیرد. مستند رسمی حذف ECPC
نظر کاربران
نظرات و سوالات خود را با ما مطرح کنید